تبليغاتX
دنياي تن تن
نگاهی نو به ماجراهاي تن تن !


دنياي تن تن







>قالب ساز - par30theme.blogfa.com BLOGFA.COM




در ایامی که مشغول بررسی اماکن کتب تن تن در دنیای واقعی بودم منبع  قصر مولینسار رو پیدا کرده بودم که در کامنتی در گذشته معرفی شد ( قلعه چورنی )

اما وقتی داشتم یک سایت فرانسوی رو نگاه میکردم با تعجب دیدم  ایشون توضیحاتی در مورد منزل واقعی تن تن نوشته است !!

 

 

تصویر فوق در سایت ایشون منو به یاد کتاب اسب شاخدار انداخت و اینکه در اونهم تن تن بارها در این خونه پذیرای کاپیتان هادوک و اشخاص دیگه بود و دیدم درسته میگه و خونه تن تن همیشه یه محیط مشخص داشت و تغییر نمیکرد و در نتیجه میبایست خونه مشخصی باشه !

اما اصلا به ذهنم نمیرسید که ممکنه این خونه هم واقعیت داشته باشه و نمونه واقعیش در دنیای واقعی وجود داشته باشد !!

ایشون در سایتشون اشاره کرده بودند که این خونه وجود داره و آدرسش رو هم ذکر کرده بودند !!

 

آدرسی که ایشون در سایتشون گفته اند به قرار زیر است :

26, rue du Labrador

 

اما منشا این آدرس از کجا بود؟

ایشون در سایتشون در این مورد توضیحی نداده بود  و بدتر از اون اینکه هیچ تصویر واقعی از این خونه احتمالی هم در سایتشون قرار نداشت ( و نداره)

لینک سایت فرانسوی مذکور : http://www.tintinmilou.free.fr/english.htm

 

با اینحال این موضوع حسابی منو کنجکاو کرد که برم ببینم قضیه چیه !

منشا این آدرس نامه ای است که چانگ در کتاب تن تن در تبت برای تن تن به آدرس منزلش پست کرده است !

لطفا به تصویر نامه مذکور توجه بفرمایید :

 

 

اگه به تصویر دقت کنید درسمت راست و پایین نامه خط خوردگی دیده میشه این خط خوردگی همون آدرس منزل تن تن است از طرفی به قسمت بالای نامه هم نگاه کنید میبینید که آدرس قصر مولینسار منزل کاپیتان هادوک هم هست که اونهم خط خورده است.

 

علت خط خوردگی اینست که در کتاب تن تن و کاپیتان در تعطیلات هستند و در منزل اصلی نیستند و در نتیجه نستور پیشخدمت کاپیتان نامه رو به آدرس محل تعطیلات ایندو ارسال (Forward) کرده است.

اما سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که خوب این آدرس که آدرس خیابانی است ( Rue در زبان فرانسوی به معنای خیابان است ) در چه کشوری قرار دارد !

کسانی که فرومهای علاقمندان تن تن رو زیر رو کرده باشند ! متوجه میشند که بروی همین مسله بحث مفصلی شده است و حتی دیده شده که بعضی دوست داشته اند این خونه در کشورشون باشه و در نتیجه دلایل حتی بعضا خنده داری رو هم شاهد مثال آورده اند !!

 

اما نکته تشخیص کشور مورد سوال در همون نامه چانگ است !

در سمت چپ نامه و به زبان چینی نوشته هایی رو میبینیم در واقع سالهای سال خوانندگان کتب تن تن بدون توجه به این نوشته ها ( که طبیعتا نمیتونستند اونها رو بخونند ) از اون نوشته ها میگذشتند تا سرانجام در سایتی دیدم شخصی نوشته های سمت چپ رو از زبان چینی به انگلیسی ترجمه کرده بود و در اون نوشته شده است :

هنگ کنگ از طرف چانگ چونچن برسد به دست آقای تن تن (!) در بروکسل.

 

در واقع این یک نامه واقعی از ایامی بود که ژانگ دوست حقیقی هرژه با او در تماس بوده ( هنوز ارتباطشون قطع نشده بود) و ژانگ نامه را به آدرس هرژه ارسال کرده بوده است که هرژه از قالب فرم کلی نامه برای تصویر کتابش استفاده کرده است و با اضافه کردن نوشته هایی در سمت راست تصویر این نامه حقیقی در کتاب تن تن در تبت به چاپ رسید ! ( اگر به تمبر های نامه دقت کنید میبینید برویشان به زبان چینی نوشته شده است و نشون دهنده اینه که این نامه و تمبرها واقعی بوده اند )

خب مشخص شد که اون آدرس در کشور بلژیک و شهر بروکسل است اما مسله بعدی این بود که چرا تصویری از این خونه در اون سایت فرانسوی قرار نداشت ؟ ( ایشون در سایتشون برای تمامی تصاویر کتب تن تن نمونه واقعیش رو پست کرده اند بجز خونه تن تن  ! )

 

پاسخ اینه که اگه کسی تصمیم بگیره این خونه رو پیدا کنه تازه متوجه میشه که یافتن چنین تصویری تا چه حد مشکله ... برای مثال میشه در اینترنت بر اساس آدرس فوق سرچ انجام داد که در اینصورت با سایتهای متعددی روبرو میشید که همگی نوشته اند این آدرس خونه تن تن در دنیای واقعی است اما باز در هیچکدوم از اون سایتها خبری از عکس نیست !

 

با اینحال تصمیم گرفتم هر طور که شده این خونه رو پیدا کنم !

اولین قدم این بود که ببینم آیا حقیقتا چنین آدرس خیابونی در بروکسل وجود داره یا نه !

برای این منظور به سایتی رفتم که در اون تصویر ماهواره ای هر نقطه ای از کره زمین رو نشون میده که من هم کشور بلژیک و شهر بروکسل رو انتخاب کردم !

در کمال تعجب دیدم به نقشه ای رسیدم که در اون به وضوح وجود این خیابان در شهر بروکسل کشور بلژیک را نشان میداد ! ( دایره سبز رنگ )

 

 

 

با مشاهده تصویر ماهواره ای این خیابون مصمم شدم تصویر واقعی این خونه رو پیدا کنم.

بخاطر دارم اون روزها و در همین سرچ تصاویر ماهواره ای گوگل به تصویری برخوردم که از همین ناحیه از شهر بروکسل بود و خونه های مختلف این ناحیه رو مشخص کرده بود و میشد با ماوس بروی این خونه ها رفت و بعد اسامی خونه افراد مشهور و شناخته شده منطقه رو بروی نقشه برامون مینوشت.

یادمه وقتی  بروی خونه ای ماوس رو بردم در کمال حیرت دیدم نوشت خانه تن تن !!! که مشخص بود همون خونه ای است که الهام بخش هرژه در ترسیم خونه تن تن در کتبش بوده است ( البته اون تصویر از نمای بالای خونه بود و تصویر نمای روبرو خونه قابل رویت نبود )

تصویر رو سیو کردم اما متاسفانه الان هرچی که در تصاویر سیو شده تن تن در هارد سیستمم میگردم نمیتونم پیداش کنم این هارد منم که از کمد آقای ووپی شلوغتره !

اما قول میدم شده کل سیستم رو بهم بریزم این عکس رو پیدا و در همینجا پستش کنم.

 

در هر صورت فقدان تصویر واقعی این خونه در اینترنت خیلی عجیب بود و متاسفانه مشغله کاری و گرفتاری های روزمره فرصتی باقی نمیگذاشت که در اینترنت یه سرچ اساسی کنم !

 

اما بالاخره امروز فرصتی شد تا یه بار دیگه شانسم رو امتحان کنم و بعد از یک تلاش سخت (!) تصویر این خونه رو در سایت فرانسوی دیگری پیدا کردم !! ( سایتهای فرانسوی منابع غنی برای کتب تن تن هستند که به جهت زبانشون کمتر مورد بررسی تن تن دوستان ایرانی و بطور کلی انگلیسی زبانان قرار میگیرند و شاید بهمین خاطر باشه که این عکس در هیچ سایت انگلیسی تن تن دیده نمیشه )

 

کسانی که کتب اسب شاخدار و گنجهای راکام سرخ رو خونده اند بخوبی از تصاویر متوجه میشوند که خونه تن تن در آپارتمانی قرار دارد و تن تن در طبقه دوم این خونه زندگی میکند.

طبقه دوم را از تصاویر مختلف این دو کتاب بخوبی میتوان تشخیص داد برای مثال تصویر زیر طبقه هم کف را نشان میدهد که در تصاویر مختلف دیگری بعد از پله های فوقانی وارد منزل تن تن میشویم که طبقه دوم میشود( راستش خیلی دوست دارم یه کامنت مستقل در مورد تمام بلاهایی که سر این دو کارآگاه بامزه در کتب تن تن اومده بنویسم ! )

 

 

 

در پایان لطفا به تصویر این خونه خاطره انگیز توجه بفرمایید

 

 

 

مرجع تصویر : http://e.tintin.tk.free.fr/lieux.htm

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 18:13  توسط ساسان  | 


در کتاب سیگارهای فرعون مصرشناسی به نام سارکوفاگوس به همراه تن تن به دنبال کشف مقبره ای گمشده  هستند.

و سرانجام آنرا توسط نقشه ای که دارند پیدا میکنند ولی ماجرا تازه از اینجا شروع میشود !

 

 

نام مقبره فرعونی که در کتاب سیگارهای فرعون است Kih-oskh میباشد که نامی تخیلی است اما این نام تخیلی ( نظیر نام مولینسار که نامی تخیلی است اما نمونه واقعی آن در دنیای حقیقی چورنی بود که الهام بخش هرژه گشت) ریشه در واقعیت دارد و مقبره مشهوری الهام بخش هرژه در کتابش بوده است.

در واقع هرژه برای معرفی مقبره مشهور  "توت عنخ آمن" در کتابش از نام  Kih-Oskh استفاده کرده است.

تصاویر داخل مقبره  "توت عنخ امن" هم الهام بخش او برای ترسیم تصاویر داخل معبد کتابش بوده است. برای مثال به تصویر زیر که نمایی از مقبره توت عنخ آمن است توجه کنید :

 

 

در تصویر زیر نمایی دیگر از این مقبره را مشاهده میکنید :

 

 

کتاب سیگارهای فرعون در سال ۱۹۳۲ نوشته شد که ده سال قبل از آن در ۱۹۲۲ بزرگترین کشف تاریخ معبد شناسی در مصر صورت گرفته بود و آن کشف معبد و مقبره مشهور توت عنخ آمن بود.

این مقبره شهرت بسیار زیادی دارد و یکی از علل این شهرت نقابی از طلای ناب است که بروی تابوت او قرار دارد و امروزه به سمبل فرعون ها در مصر تبدیل شده است در حالیکه سایر فرعونهای مصر چنین نقاب طلایی بروی تابوتشان نبوده است ( از طلا )  اما عمده علت شهرتش در این است که زمانی که کاشف این مقبره هاوارد کارتر و تیم تحقیقاتیش  که گروهی ۲۷ نفر (گروه تجسسی) را تشکیل میدادند تصمیم به باز کردن مقبره این فرعون کردند مردم عادی گفتند اینکار را نکنید که این مقبره نفرین شده است !

 

حرفی که در ظاهر امر خرافی به نظر میرسید و کارتر هم گفت که به نفرین اعتقادی ندارد.

 

اما کتیبه ای در مقبره توت عنخ آمن وجود داشت که وقتی به زحمت تونستند اون رو بخونند دیدند نوشته :

"هر کسی آرامش فرعون را برهم زند عفریت مرگ بر او بالهای خود را خواهد کوفت."

 

گروه اکتشافی با اینکه هاوارد کارتر گفته بود اعتقادی به این صحبتها ندارد کار بررسی این مومیای مشهور را در نهایت احترام انجام دادند ( در نوشته های صورتجلسه که در سال ۱۹۲۵ و در زمانی که داشتند پارچه های روی مومیایی را برمیداشتند صراحتا گفته شده است که قصد اهانت ندارند و برای بررسی علمی است ! )

به گوشه ای از گفته های هاوارد کارتر پیش از باز کردن لفافه های اطراف بدن این فرعون که به Boy King ( چون از ۹ سالگی فرعون گشت ) هم مشهور است توجه کنید :

"شايد اين عمل ما كه در اين مكان مرتكب شديم و به باز كردن لفاف جسد "توت – انخ – آمون" و معاينه اين جسد پرداختيم، اقدام نكوهيده‌اي باشد.بسياري عمل ما را يك نوع بي حرمتي به مقدساتشان تلقي خواهند كرد و خواهند گفت كه ما نبايد آرامش سلطان را بر هم ميزديم.

بنابراين از آنجايي كه يكبار محل قبر را پيدا كرده بودند و سرقت قبرها همان رواج سابق خود را حفظ كرده بود، لذا به نظر نميامد وسوسه گنجينه مدفون در قبر سلطان،‌ سازقين را از بر هم زدن آرامش او باز داشته باشد.حتي يك گروه بزرگ نگهبان، تنها براي چند صباحي قادر بودند جلو سرقتها را سد كنند".

 

در لینک زیر علاقمندان میتونند توضیحات بیشتری از این صورتجلسه معروف را مطالعه کنند :

http://deltazone.mihanblog.com

 

با اینحال یک سال بعد این مصرشناس بزرگ مرد و تمامی گروه ۲۷ نفره عمر کوتاهی داشتند و باور عمومی طوری به نفرین این مقبره قدرت گرفت که دولت مصر هرگز این مومیایی را مانند مومیایی های دیگر در معرض دید همگان ( در موزه ملی مصر در قاهره ) قرار نداد و آنرا به مقبره اش برگرداند و تا سال گذشته این مومیایی را هیچ کسی از نزدیک ندیده بود ! ( از سال گذشته هم این مومیایی در محفظه ای خاص و در مقبره خودش و نه موزه قاهره در معرض نمایش عموم قرار گرفته است )

 

در لینک زیر مطالب ارزنده ای در مورد جزییات مرگ گروه اکتشاف مقبره توت عنخ امن نوشته شده است ( در اواخر صفحه و در کامنتی با عنوان : "هجوم به مقبره مرگ"  که توصیه میکنم حتما اون رو مطالعه کنید )

 

http://yahoo2.blogfa.com/8502.aspx

 

تصوير زير اولين عكسي است كه كارتر بعد از گشودن دريچه اي بروي درب ورودي مقبره توت عنخ امن از محيط داخلي مقبره گرفته است.

پيش از اين عكس به مدت بيش از ۳۳۰۰ سال چشم احدي  به اشيا داخل اين اتاق نيوفتاده بود ...

 

 

 

در سالهای اخیر فرضیات زیادی در مورد اینکه علت مرگ گروه اکتشافی چه بوده است مطرح شده از قبیل اینکه هوای محیط داخلی مقبره به جهت اینکه بیش از ۳۰۰۰ سال مسدود بوده است باعث مرگ باستانشناسانی میشده که آنرا استنشاق میکردند ! 

اما معروفترین نظریه وجود رادیو اکتیو در محیط تابوت بوده است که منجر به مرگ کاشفان میشده که البته اینکه چطور مصریان در بیش از ۳۰۰۰ سال قبل عنصر رادیوم را قبل از مادام کوری و همسرش کشف کرده بودند خود معمای بزرگیست !!

 

فرضیات دیگری هم مطرح شده است در هر حال این مسله چه ریشه علمی داشته باشد و چه ریشه نفرینی (!) موارد دیگری هم در مورد این فرعون مصر مشاهده شده است که نفرین در مورد افراد عمل کرده است !

 

در لینکهای زیر موارد دیگری از نفرین این مومیایی مشهور را میتوانید ببینید ! 

 

http://www.aftab.ir/news/2005/mar/13/c12c1110716799.php

http://www.aftab.ir/news/2005/feb/26/c12c1109435143.php

 

توت عنخ امن فرعون مشهور مصری در بین ۱۳۲۱ تا ۱۳۴۵ سال قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) میزیسته است ( بیش از ۳۳۰۰ سال قبل ) که در سن ۱۹ سالگی از دنیا میرود او از سن ۹ سالگی فرعون مصر بود و از سال ۱۹۲۵ تاکنون فرضیات زیادی در مورد علت مرگش مطرح شده است اما آخرین و دقیقترین آن که بر اساس بررسی های علمی صورت گرفته است این است که اون در ۱۹ سالگی و در روزی که برای شکار بیرون رفته بوده است به هر دلیلی از ارابه شکار سلطنتی به زمین سقوط میکند و این امر منجر به شکسته شدن پای چپش میشود و این شکستگی کم کم منجر به عفونت خون و توسعه این عفونت شدید خونی منجر به مرگش میشود.

 

برای مشاهده ارابه ای که سقوط از آن منجر به مرگ توت عنخ آمن شد ( و در درون مقبره قرار داشت) و همینطور عکسهای بینظیر دیگری در مورد این فرعون مشهور مصر به لینک زیر مراجعه بفرمایید:

 

http://pishgooyan.bizhat.com/totenhamon.htm

 

برای کسانی که علاقمند به دونستن جزییات کامل نحوه  اکتشاف مقبره این فرعون مشهور هستند لینک زیر بسیار دقیق و کامل است :

http://www.egyptvoyager.com/features_tutankhamun_pg1.htm

لینک زیر هم اطلاعات و تصاویر بی نظیری از واقعه کشف این مقبره مشهور را در اختیار شما قرار میدهد :

 

http://pishgooyan.bizhat.com/Carter.toten.htm

 

در زیر تصویر پوشش رويين مقبره را میبینید که به رسم مصریان باستان بر اساس صورت Tutankhamun طراحی شده بود ( البته از طلا ! ) :

 

 

در سال ۲۰۰۵ و به روش اسکن بسیار پیشرفته ای صورت این مومیایی مشهور  بازسازی شد !

در واقع یک گروه متخصص فرانسوی این صورت را با تکنیک پیشرفته ای بازسازی کردند و سپس مشخصات صورت مومیایی شده را به امریکا فرستادند و از گروه امریکایی هم خواستند که این صورت را شناسایی کنند با این تفاوت که گروه فرانسوی میدانستند این صورت متعلق به چه کسی است اما به گروه امریکایی نگفته بودند و تنها گفته بودند این صورت شناسایی شود !

جالب اینجاست که صورتی که هر دو گروه بطور مستقل ارایه کردند بسیار شبیه هم است ( در واقع گروه امریکایی هم چهره ظاهري موميايي را بدست آوردند و تنها بیني بازسازي شده این فرعون با تكنيك آنها کمی بزرگتر به نظر مياید! )

 

در زیر به چند تصویر از نماهای مختلف از صورت باز سازی شده این فرعون که به King Tut هم مشهور است توجه کنید :

 

 

 

 

 در پایان به تصویر این فرعون مشهور که بیش از ۳۳۰۰ سال پیش میزیسته بروی مجله نشنال گئوگرافیک در شماره ماه ژوئن سال ۲۰۰۵ توجه بفرمایید( عجب چهره مردونه و نگاه نافذی داشته ! )

 

 

در لینک زیر میتوانید پی دی اف بسیار جامع و کاملی در تمامی مباحث مرتبط به توت عنخ آمن را داون لود کنید ( با تشکر از آقای جلال صیاد میری جهت تهیه چنین پی دی اف ارزشمندی)

 

http://www.4shared.com/file/27599673/2468bc01/Tutankhamun.html?dirPwdVerified=3e4c71c9

 

این چهره مردانه و جذاب شاید به این جهت باشد که توت عنخ امن فرزند Nefertiti ملكه مشهور مصري بود.

نفرتيتي بعد از كلئوپاترا شناخته شده ترين ملكه مصر باستان است كه شهرت اون به زيبايي خيره كننده اش بوده ( نفرتیتی در زبان مصری باستان به معنای زیباست)

 

در سالهای اخیر با پیشرفت تکنولوژی بازسازی چهره واقعی فراعین مصری آغاز شده است این ملکه هم از این قاعده مستثنی نبوده و به روشهای مدرن تلاش کرده اند صورت این ملکه باستانی را بازسازی کنند که تصویر زیر تلاشی در این جهت بوده است ( در چندین سایت خونده ام که ایشون زیباترین زن زمان خودش بوده تا نظر شما چی باشه ! )

 

 

در کتاب سیگارهای فرعون اشتباهاتی دیده میشه برای مثال در قسمتی از کتاب یکی از شیوخ عرب کتابی را به تن تن نشان میدهد و میگوید سالهاست که در حال مطالعه ماجراهای اوست و از طرفداران او بحساب ميايد ! در حالیکه جلد كتاب نشان داده شده کتاب هدف کره ماه است که حدود ۳۰ سال  بعد از کتاب سیگارهای فرعون نوشته شده است !!

و یا مورد دیگر جمله میلو در صفحه اول کتاب سیگارهای فرعون است که میگوید : ولی من مارلین اسپایک رو ترجیح میدم ! در حالیکه حدود ۱۱ سال بعد از نگارش كتاب سیگارهای فرعون بود که کاپیتان هادوک قصر مولینسار ( مارلین اسپایک ) رو بدست آورد ! ( در واقع اساسا در زمان انتشار كتاب سيگارهاي فرعون كاپيتان هادوكي در كار نبود !! و شخصيت هادوك از كتاب تن تن در سرزمين طلاي سياه و در دهه پنجاه وارد داستانهاي تن تن شد !!!)

این نوع اشتباهات واضحی که در کتب تن تن دیده میشود دلیل خاصی دارند که در آینده و بصورت یک کامنت مستقل به اونها خواهیم پرداخت.

 

هرژه نام تخیلی Kih-Oskh را از کلمه Kiosk گرفته بود كه در جايي ميخوندم اين كلمه ريشه فارسي دارد !

علاقمندان به دونستن اطلاعات بيشتر در اين زمينه ميتونند به لينك زير مراجعه كنند:

http://en.wikipedia.org/wiki/Kiosk

 

هرژه در كتابش در قسمتي از معبد اشاره واضحي به منبع الهامش در خلق معبد Kih-Oskh دارد:

در تصوير زير موميايي باستانشناساني كه وارد هرم شده بودند را ميبينيم !

كه موميايي شده انها اشاره اي به نفرین و مرگ انها دارد !

 

 

اما نكته جالب اينكه اگر به اسامي اين موميايي ها دقت كنيم ميبينيم كه اين اسامي مرتبط به همون گروه اكتشافي ۲۷ نفره هستند !

براي مثال در تصوير سمت راست اون موميايي قد بلند كه سرش از تابوت خارج شده است (!) همان سرمایه گذاری است که بروی این گروه اکتشافی سرمایه گذاری کرد و هزینه های این گروه را متقبل شد ! ( او هم کمتر از ۴ ماه بعد از کشف مقبره توت عنخ امن به بیماری ذات الریه درگذشت ... )

 

هرژه در این تصاویر با همکارانش هم شوخی کرده است !

برای مثال در تصویر سمت چپ اون مومیایی که نامش هست : E.P Jacobini در اصل همکار هرژه در استودیو کاریش بود ! ایشون نام اصلیشون Edgar-Pierre Jocobs بود که بعد ها با خلق سری کمیکهای Blake and Mortimer به شهرت جهانی رسید ( از کامیک های مشهور است که از روی آن کارتون و فیلم هم ساخته شده است که در کشورمان هم پخش شده است ! )

تصویر واقعی ایشون رو مشاهده میکنید :

 

 

مرجع تصویر : کتاب Tintin - The Complete Companion 

مطلب پایانی اینکه :

چون صحبت از فرعون شد با اینکه شاید این مطلب مرتبط به کتاب سیگارهای فرعون نشود اما شاید برای بسیاری جالب باشد که بدونند فرعون هم عصر حضرت موسی (ع) چه کسی بوده است و صورت این شخص به چه شکل بوده !

 

پادشاهان مصری در قرآن و سایر کتب الهی تنها با عنوان فرعون نامیده شده اند که عنوان کلی است نظیر ساسانیان یا اشکانیان که این عنوان کلی سلسله پادشاهی آنها بوده نه نام شخصیشان.

 

پروفسور موریس بوکالی مصرشناس مشهور در کتاب معروفش The Bible, the Quran, and Science  در این زمینه تحقیق جالبی کرده و از بررسی زیاد مومیایی هاي مختلف و تطبیق شواهد متعدد که در اینجا ذکر اونها طولانی خواهد شد و از ابعاد مختلف علمی و دقيق فرعون هم عصر حضرت موسي (ع ) را شناسايي كرده است كه در اينجا به معرفي او مي پردازيم :

 

Merneptah سیزدهمین فرزند  Ramesses II و جانشین او فرعون هم عصر حضرت موسی ( ع ) بوده است البته حضرت موسی (ع) در زمان سلطنت رامسس دوم به دنیا امدند و در دربار او رشد کردند اما زمانی که به رسالت رسیدند و برای اصلاح فرعون  از مدین به مصر برگشتند مرنپتاه فرعون بود( ۱۲ پسر قبلی رامسس مرده بودند و سلطنت به مرنپتاه رسیده بود به جهت اینکه فرعونیان بر اساس رسمشان در موارد زیادی تنها با نزدیکانشان ازدواج میکردند این نوع ازدواجهای خواهر- برادری منجر به بیماریهای ژنتیک شدیدی در آنها میشد که منجر میشد با اینکه در نهایت رفاه و نعمت بودند اکثرا عمرهای کوتاهی داشته باشند)

 

به جهت علاقه زیادی که در مورد دانستن جزییات و اطلاعات مربوط به این فرعون داشتم مطالب زیادی رو با سرچ و مطالعه پیدا کردم که متاسفانه در این تاپیک قابل ارایه نیست ( از موضوع اصلی خارج میشویم) بنابراین تنها به ذکر یک نکته در موردش اکتفا میکنم و بحث رو خاتمه میدهم:

 

در سر مومیایی این فرعون رنگ سفید خاصی قسمتهای زیادی از صورت را دربرگرفته است که با بررسی های دقیق علمی مشخص شده است این سفیدی ها از بلورهای نمک آب دریا است و نشونه این است که جسم این فرعون قبل از مومیایی شدن مدت طولانی درون آب بوده است !

 

پروفسور بوکالی در کتاب معروفش بحثی دارد به این مضمون که حقایق علمی را در کتب الهی بررسی میکرده است و بعد از مطالعه قرآن ( که تنها کتاب آسمانی است که کیفیت مرگ فرعون را ذکر کرده است ) با سران وقت دولت مصر ملاقات کرده است و گفته که بر اساس کتاب آسمانی شما فرعون میبایست مرگی دلخراش داشته باشد و به همین خاطر اجازه میخوام که جسم مومیایی او را معاینه کنم ( تا اون زمان تنها صورت این فرعون در معرض دید عموم بود ) دولت مصر اجازه میدهد و بعد گروهی دانشمند شروع به بررسی تمامی اندام مومیایی کردند که  با بررسی سایر نقاط مومیایی مشخص شد که تمامی دنده ها و استخوانهای داخلی موميايي شکسته و خرد شده است !! ( ایشون در کتابشون نوشته اند که بر اساس بررسی و تحقیقات زیادی که بروی جسم و خصوصا ریز جزئیات چهره این  مومیایی انجام دادیم مشخص شد که صاحب این مومیایی پیش از مرگ به شوک بسیار شدیدی دچار شده بوده)

تصور کنید کدوم فرعونی در اوج قدرت و عزت چنین جسمش متلاشی و تخریب میشده ؟! مگر همون فرعونی که خداوند در موردش در قرآن فرموده اند :


"و فرزندان اسرائيل را از دريا گذرانديم پس فرعون و سپاهيانش از روى ستم و تجاوز آنان را دنبال كردند تا وقتى كه در شرف غرق شدن قرار گرفت گفت ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز آنكه فرزندان اسرائيل به او گرويده‏اند نيست و من از تسليم‏شدگانم.
اكنون ؟ در حالى كه پيش از اين نافرمانى مى‏كردى و از تباهكاران بودى.
پس امروز تو را با زره [زرين] خودت به بلندى [ساحل] مى‏افكنيم تا براى كسانى كه از پى تو مى‏آيند عبرتى باشد و بى‏گمان بسيارى از مردم از نشانه‏هاى ما غافلند."

سوره یونس آیات شریفه ۹۰ الی ۹۲

(http://www.parsquran.com/data/showall.php?lang=far&user=far&ayat=90&sura=10&quantity=)

کسانی که مایلند نظر مفسرین قرآن در مورد آیات فوق را بدانند میتوانند به لینک زیر که مربوط به کتب تفسیر نمونه است مراجعه بفرمایند:

 http://www.ghadeer.org/qoran/t_nemona/j8/tn800021.htm#link257

 

در زیر تصویر موميايي این فرعون هم عصر حضرت موسی (ع ) را مشاهده میکنید ( متاسفانه تا این لحظه تصویر اسکن شده و صورت واقعی این فرعون را پیدا نکرده ام و در صورتیکه در آینده موفق به پیدا کردنش بشم ۱۰۰٪ در همین قسمت پستش خواهم کرد) :

 

 

كساني كه علاقمند به مطالعه كتاب ارزشمند پروفسور بوكالي هستند ميتوانند به لينك زير مراجعه نمايند ( مطالب مربوط به مرنپتاه در فصول پاياني و اواخر فهرست مطالب كتاب قرار دارد)

http://www.islam-guide.com/bqs/

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 13:13  توسط ساسان  | 


 

 

علاقمندان به کتب تن تن حتما با دو کتاب "گل آبی" و "تن تن در تبت" و شخصیت "چانگ" در اونها آشنا هستند.

برای شروع به تصویری از چانگ در کتاب گل آبی ( نیلوفر آبی ) توجه کنید:

 

 

 این شخصیت دو کتاب تن تن هم وجود خارجی دارد که به آن ميپردازيم :

 

پس از کتاب تن تن در امریکا و سیگارهای فرعون هرژه تصمیم به نوشتن ماجرای جدیدی که اتفاقات اون در چین بگذرد گرفت در واقع کتاب گل آبی ادامه داستان سیگارهای فرعون است چرا که در صفحه اول این کتاب میبینیم که تن تن از محل اقامتش در انتهای کتاب سیگارهای فرعون ( در هند ) به سمت چین حرکت میکند.

در مورد قالب کلی حاکم بر داستان  همونطور که در کتب تن تن در روسیه و امریکا هرژه در کتابش به انتقاد ازاین دو کشور پرداخته بود فرم کلی داستان در چین هم میتوانست بر اساس همین منوال انتقادی باشد و برای مثال همونطور که در تن تن در آمریکا نقش منفی داستان آل کاپون گانگستر معروف امریکایی بود در تن تن در چین هم میتونست بر اساس شخصیت منفی - تخیلی چین "فو مانچو" شکل بگیرد.

 

در زير تصويري تخيلي از اين شخصيت منفي تاريخ چين را مشاهده ميكنيد:

 

 

اما در دهه ۳۰ میلادی (۱۹۳۰) اطلاعات کمی از کشور چین در دسترس بود و این کار تصویرگری این کشور را دشوار میکرد.

 

در همین ایام در کشور بلژیک دانشجویی چینی مشغول تحصیل در رشته هنر در دانشگاه بروکسل بود.

یکی از دوستان هرژه که استاد دانشگاه بود برای آشنایی بیشتر هرژه با کشور چین این جوان را به اون معرفی کرد.

 

آشنایی هرژه با این شخص منجر به دوستی عمیقی شد.

ژانگ چانگرن (Zhang Chongren) جوان چینی انسانی صمیمی و صادق بود که پس از آشنایی با ژرژ رمی ( هرژه ) به او اطلاعات بسیار دقیق و مفیدی از تاريخ - فرهنگ و تمدن چین داد و او را در ترسیم محیط کتاب گل آبی ( نیلوفر آبی ) بسیار یاری کرد( و هرژه با الهام از او شخصیت چانگ را در کتابش خلق کرد)

تصوير زير هرژه - همسر اولش و چانگ را در سال ۱۹۳۴ نشان ميدهد:

 

 

نکته مهم در مورد ژانگ چانگرن تاثیر عمیقی بود که بروی هرژه گذاشت.

هرژه پیش از آشنایی با ژانگ  ذهنیتی متفاوت از مسایلی نظیر امپریالیسم و تحقیر کشورهای کوچک و عقب مانده توسط کشورهای مرتقی داشت.

برای مثال در کتاب تن تن در کنگو هرژه به سادگی چهره ای انسانی از سفید پوستان ( در واقع بلژیکی ها ) و نگاهی سطحی از سیاه پوستان که در مواردی انسانهایی بسیار کوته فکر نشان میدادند ارایه کرده بود.

سپس در کتاب تن تن در امریکا مجددا سیاهپوستان انسانهایی سطحی خشن و با فرهنگ پایین نمایش داده شده بودند.

که همین نوع نگاه هرژه باعث شد تا بعدها بعضی به او  انگ نگاه نژاد پرستانه را بزنند و کتاب تن تن در کنگو ممنوع الچاپ شود و همینطور کتاب تن تن در امریکا مورد بازنویسی و ویرایش قرار بگیرد تا چهره سیاه پوستان در اون اصلاح شود.

براي مثال تصوير زير نمونه اي از اصلاح در كتاب تن تن در امريكا را نشان ميدهد( در نسخه های امروزی بجای سیاهپوست یک سفید پوست در حال شلاق زدن است ) :

 

 

 

چانگ باعث تغییر دیدگاه هرژه نسبت به مسایلی نظیر استعمار- امپریالیسم و روابط ملل شد.

بیان واقعیات آن روز چین که در آن اروپاییان ( در واقع سفید پوستان ) به چینیها به چشم انسانهای پست و رنگین پوست نگاه کرده و انها را تحقیر میکردند و یا ژاپنی ها که قصد اشغال این کشور را داشتند و خلاصه اینکه واقعیت نظامهای سلطه و استعماری باعث تحولی فكري در هرژه شد ...

و این تغییر در تفکر هرژه باعث شد تا او که  در ۱۹۳۰ تصویری زیبا از بلژیکی ها در کنگو ( که مستعمره بلژیک محسوب میشد ) نشان داد در ۱۹۳۴ در گل ابی تصویر منفی از ژاپن در چین نمایش دهد.

و همینطور پلیس فاسد را هم سفیدپوست نشان داد( سفید پوست با نفوذ داستان هم یک نژاد پرست و شخصیت منفی داستان است برعکس كتاب کنگو که سفیدها مثبت بودند و سیاه ها كوته فكر)

 

طبیعی است که هرژه در محیطی رشد کرده بود که کسی در مورد واقعیات رفتار کشورهای استعماری در مستعمراتشون چیزی نمیگفته برای مثال مگه غیر از اینه که امروز هم در امریکا مرتبا گفته میشه که ما بودیم که به عراقیها ازادی و استقلال دادیم ؟ به اونها همه چیز دادیم ! اونها رو نجات دادیم !

طبیعی است که در این بین ممکنه امریکاییهایی هم باشند که این سخنان را باور کنند در حالیکه واقعیت عینی که عراقیها هر روز در کشورشون به چشم میبیننند چیز دیگریست ... البته در دوران ما امکاناتی نظیر اینترنت و ماهواره میتواند به يه امریکایی منصف و  در جستجوي حقيقت اطلاعات دیگری هم بدهد !

اما در دهه سی قرن گذشته طبیعتا چنین امکانی نبوده است در واقع هرژه کتاب تن تن در کنگو را به سفارش کشور بلژیک ساخت تا در آن چهره ای خوب از سفیدپوستان نشان دهد و طبيعي است كه در كشورش كسي از دولت در مورد حقايق رفتارهاي استعماري چيزي نميگفت و تنها از اينكه به افريقا تمدن و زندگي مدرن صادر ميشود (!) مرتبا سخن گفته میشد و اینها بروی شکل گیری ذهنیت هرژه موثر بوده است.

 

تحول و تاثیر فکری هرژه از ژانگ باعث شد که در کتاب گل آبی سفید پوستان مرتبا جملاتی مغرورانه نظیر: ما بودیم که به این چینیها تمدن و پیشرفت را نشان دادیم و تکنولوژی را برایشان اوردیم ! از قولشان گفته شود و جالب اینجاست که هرژه تصویر بسیار منفوری از سفید پوستان در کتاب میسازد و خصوصا همه نوع بلایی سر یکی از سردسته هاشون میاورد !

 

به تصويري ديگر از  هرژه و ژانگ كه هم سن بودند و در ۲۷ سالگي با هم آشنا شدند در همان ايام توجه بفرماييد:

 

 

کتاب نيلوفر آبی (‌‌‌‌Blue Lutos) كتاب عميقي است ... کتابی بشدت مبتنی بر واقعیات جاری دهه سی قرن گذشته ... کتابیست که ارزش مطالعه مجدد و تعمق بروی ماجراهای آن را دارد ( چرا که ساختار ماجراهای کتاب تماما بر اساس واقعیات نوشته شده است)

 

در واقع از اين كتاب بود كه جنبه واقع گرايي بشدت در آثار هرژه مشاهده شد و او تلاش كرد در كتبش بطور جدي به واقعيات وقايع جهاني بطور منصفانه بپردازد.

براي مثال ماجرايي در كتاب رخ ميدهد كه در آن ژاپني ها با ايجاد يك انفجار و خرابكاري ساختگي در ريل آهن يك منطقه مرزي بين دو كشور و به اين بهانه در آستانه حمله به چين و اعلام جنگ قرار ميگيرند كه اين موضوع كاملا مبتني بر واقعيت بود و دز زمان خودش به Mukden Incident موسوم بود.

 

نمایش منفی از ژاپنی ها حتی اعتراض سفارت ژاپن در بلژیک را برانگیخت اما تاریخ صحت نظرات هرژه در ۱۹۳۰ را نشان داد ( ژاپن در ۱۹۳۷ به چین حمله کرد)

تغییر نگاه هرژه به مسایلی این چنینی باعث این شدکه او تا پايان عمر در كتبش به دنبال حقيقت خواهي و دوري از هر نوع تعصب و محدود نگري باشد و علاوه بر آن به دوستي عميقي بين او و ژانگ چانگرن منجر شد.

 

در تصویر زیر سرآغاز صحبت تن تن و چانگ در نسخه انگلیسی کتاب نیلوفر آبی را مشاهده میکنید که در آن پس از آنکه تن تن چانگ را از غرق حتمی از سیلی که در آن گرفتار شده بود نجات میدهد چانگ پس از بهوش آمدن میگوید چرا منو نجات دادی !!

و در پاسخ به حیرت تن تن میگه : آخه من یک چینی هستم و تو یک سفید پوست !!!

تصاویر بعدی کتاب و مکالمات بین تن تن و چانگ دقیقا بیانگر آن است که هرژه معتقد بود هیچ تفاوتی بین رنگ و نژادهای انسانها نیست و ...

 

 

ژانگ پس از اتمام تحصیلاتش در بروکسل به کشورش بازگشت و هرژه دیگه از او خبری نداشت.

اما هرژه در کتابش گل آبی از تصویر چانگ استفاده کرد و به این ترتیب چانگ به یکی از شخصیتهای ماندگار ماجراهای تن تن تبدیل شد

 

موفقیت جهانی  کتب تن تن از جهتی باعث شهرت زیاد هرژه و از طرفی دیگر منجر به ایجاد فشار روحی زیادی بروی او گشت.

یکی از علل این فشارهای روحی موفقیت زیاد داستانهای تن تن بود چرا که این باعث میشد تا توقعات هر بار بعد از انتشار یک داستان از هرژه بیشتر شده و به این ترتیب هر بار او مجبور باشد به خلق اثری بهتر و درخشانتر بپردازد و طبیعی است که این امر ساده نیست و خصوصا که هرژه هیچوقت پایش را از کشور بلژیک بیرون نگذاشت و برای خلق آثارش که محیط آن در کشوری دیگر بود مجبور بود مدتها مطالعات عمیق و دقیقی داشته باشد که مجموعه این عوامل و فشار کاری زیادی که بروی او بود و از طرفی مشکلاتی که با همسرش داشت متاسفانه منجر به فشارهای عصبی و در نهایت بیماری عصبی شدید برویش گشت که او را همواره آزار میداد.

این فشار کاری شدید بروی او باعث شد که دو بار دست از کار کشیده و برای مدت طولانی کسی از او خبری نداشته باشد !

خود هرژه در پاسخ اين غيبتهاي طولاني و عجيبش خستگي و فشار كاري زياد را عنوان ميكرد و گاهي هم كاريكاتوري به اين مناسب ميكشيد !

به دو نمونه از اين نوع تصاوير توجه كنيد !

 

 

 

در این ایام بود که هرژه به یاد دوست صمیمی و قدیمش چانگ افتاد که از اون هیچ خبری نداشت ( در طول جنگ جهانی دوم و خصوصا انقلاب چین و سیطره کمونیست در چین -که مرزهای این کشور را در ابعاد مختلف بروی دنیا بست- هیچ خبری از اون نداشت و این در حالی بود که  انقلاب فرهنگی چین منجر به این شده بود چانگ که در کشورش سمت استادی دانشگاه را داشت حتی برای مقطعی تا حد یک مامور پاکسازی خیابانهای شهر تنزل پیدا کند)

و این دلتنگی به حدی رسید که تصمیم گرفت کتابی بنویسد که در آن به دنبال چانگ برود و به امید اینکه شهرت جهانی کتب تن تن منجر به مطلع شدن چانگ و خبری از او شود که متاسفانه چون در آن ایام کتب تن تن به زبان چینی ترجمه نشده بود این اتفاق نیوفتاد و همچنان خبری از چانگ نشد ( در واقع از سال ۱۹۸۴ بود كه كتب تن تن بطور رسمي در چین ترجمه و منتشر شد)

زمانی از هرژه محبوبترین کتاب تن تن از نظر شخص خودش را پرسیدند که در پاسخ کتاب تن تن در تبت را عنوان کرد و اینكه در اين كتاب احساس شخصيش بسيار جاري بوده است.

اين همان کتابی بود که به یاد چانگ نوشته بود ( در این کتاب تن تن در جستجوی چانگ به تبت میرود)

آخرین حضور چانگ در کتب تن تن در کتاب جواهرات کاستافیوره است که نامه ای از او به دست تن تن میرسد.

 

تصویر زیر یک تصویر طراحی شده توسط شخص هرژه برای صفحه ۳۰ کتاب است( همیشه طرح اولیه توسط هرژه و بصورت سیاه و سفید ترسیم میشد و سپس تصاویر رنگی توسط کمپانی هرژه صورت میگرفت)

 

 

البته در اين تصوير ميبينيم كه تن تن تكه كاغذي از چانگ را در غار پيدا ميكند اما بعد نظر هرژه تغيير كرد و در كتاب اصلي و امروزي ميبينيم كه چانگ نامش را بروي ديواره غار نوشته است:

 

 

یه نکته اینجا هست و اون اینکه  همونطور که میدونید کتب تن تن ابتدا به زبان فرانسوی و بعدها به زبان انگلیسی منتشر شد. کلمه چانگ در زبان فرانسوی به صورت Tchang نوشته ميشود در حاليكه در زبان انگليسي بصورت Chang نوشته میشود ولی میبینیم که در نسخه های انگلیسی کتب تن تن هم نام چانگ بصورت نسخه فرانسوی بروی سنگ حک شده است و برای نسخ انگلیسی نگارش کلمه اصلاح نشده است !

در آینده در یک پست مستقل بطور کامل بروی تمامی اشتباهات اینچنینی که در کتب تن تن رخ داده است صحبت خواهیم کرد !

 

سرانجام در سال ۱۹۸۱ رسانه های فرانسوی شروع به پیگیری و پیدا کردن چانگ در چین کردن و وقتی او را پیدا کردند دولت فرانسه یک دعوتنامه برای چانگ فرستاد و او را به اروپا اورد تا به این شکل بتواند باعث شادی هرژه و کاهش ناراحتی های جسمی و عصبی او شوند.

 

سرانجام این هیئت اعزامی چانگ را که در آن ایام یک استاد بازنشسته بود در چین یافتند و به بلژیک آوردند !

و این دو دوست قدیمی پس از ۴۷ سال مجددا یکدیگر را ملاقات کردند:

 

 

در تصویر زیر عکسی از این ملاقات را میبینید و در تصویر پشت سر این دو شخصیت تصویري از كتاب گل آبي را مشاهده ميكنيد.

 منتهي با اين نكته كه در تصوير آن كتاب  تن تن و چانگ صحبتي نميكنند و در حال گرفتن عكس يادگاري هستند ! اما متن فوق به پاس ديدار مجدد اين دو دوست قديمي به تصوير اضافه شده بود( متن فرانسوی) كه در آن گفته ميشود :

 

تن تن : من میدونستم که آخرش پیدات میکنم ! باورنکردنیه !

چانگ : اوه تن تن ! اگه میدونستی که چطور همیشه به یادت بودم !

 

 

 

در لینک زیر فیلم ارزشمندی رو شاهد هستید که در اون این ملاقات رو از لحظه به زمین نشستن هواپیمای حامل چانگ تا مصاحبه این دو شخص که با حضور صدها خبرنگار پوشش داده شد رو ملاحظه میکنید( با تشکر از سهراب و پویا عزیزکه امکان ارایه  این فیلم ارزشمند رو فراهم کردند) :

 

http://www.4shared.com/account/file/15361720/49793920/Documentry_Film__Tintin_and_I__I.html?sId=9nrp8Y5SU7XnegLo

 

فیلم بسیار زیبا و تاثیر گذاری است و در آن همسر هرژه توضیح میدهد که چطور در طول سالهای متمادی هرژه هر زمان که به فردی بر میخورد که ظاهری شبیه چینی ها داشت سریعا ازش میپرسید که شخصی به نام ژانگ چانگرن را میشناسد ؟ و بارها و بارها با پاسخ منفی روبرو شده بود تا اینکه سرانجام شخصی در بروکسل به هرژه میگوید بله ایشان را میشناسم ! و ...

 

 

در این ملاقات که پوشش وسیع خبری داشت زمانی که خبرنگاری از هرژه در مورد احساسش در مورد ژانگ میپرسد هرژه بعد از توضیحی احساسی جمله ای میگوید که بسیار گویاست :

"Someone who opend doors and windows for me "

 

پس از مرگ هرژه (۱۹۸۳) دولت فرانسه در سال ۱۹۸۵ به چانگ تابعیت فرانسوی داد و او پس از آن ساکن پاریس شد و در انجا به تدریس پرداخت تا سرانجام در سال ۱۹۹۸ در گذشت.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 6:2  توسط ساسان  | 


حتما با سرزمین اینکاها در کتاب معبد خورشید آشنا هستید.

 

برای شروع بحث و یادآوری تصویری از کتاب معبد خورشید را بیبینید:

 

 

این شهر کوهستانی زیبا ماچو پیچو ( Machu Picchu) نام دارد و بقایای امروزی آن نشانه تمدن بزرگ اینکاهاست ...

ماچو به معنای قدیمی "old" و پيچو به معني تپه - كوه (كوهستان) و يا قله "hill", "mountain" or "peak" است.

ابتدا تصويري زيبا از اين شهر باستاني تمدن بزرگ اينكاها رو مشاهده بفرماييد:

 

 

اين شهر باستاني مظهر تمدن بزرگ اينكاها محسوب ميشود و به دستور Pachacuti فرمانروای بزرگ اینکاها ساخته شد.

اينكاها بزرگترين تمدن در امريكاي جنوبي بوده اند كه از سال ۱۴۳۰ تا ۱۵۳۲ بر بخش وسيعي از امريكاي جنوبي از پرو و بوليوي امروزي تا مركز شيلي و بخشهايي از آرژانتين را در سيطره خود داشتند كه با ورود اسپانيايي ها در سال ۱۵۳۲ رو به زوال و انحطاط رفتند.

زماني كه فرانسيس پيزارو كاشف و فاتح مشهور اسپانيايي به كشور پرو امروزي رسيد سربازانش بسياري از روستاها و معابد اینکاها را از بين بردند و امروزه اثري از اين معابد و نواحي باستاني در دست نيست.

جالب اينكه سربازان پيزارو تا دره پايين ماچو پيچو موسوم به اروبامبا (Urubamba) هم رسيدند و تنها كافي بود با كمي دقت به بالاي سر خود نگاه كنند تا اين شهر باشكوه رو مشاهده كنند !

اما بافت و پوشش فشرده جنگلي وهمينطورپوشيده بودن اين ناحيه كه غالبا توسط ابرها مستتر است مانع از كشف اون توسط اسپانيايي ها و در نتيجه عدم تخريب اون شد !

اين شهر باستاني توسط پروفسور هيرام بينگهام تاریخ شناس امریکایی و به راهنمايي يك كشاورز بومي به نام Melchor Arteaga در سال ۱۹۱۱ كشف شد.

 

به تصويري ديگه از بقايايي اين شهر باستاني زيبا توجه كنيد ( لطافت هوا رو حتی از عکس هم میشه کاملا حس کرد ! ) :

 

 

این شهر باستانی و اسرارآمیز در ارتفاع ۲۳۶۰ متری از سطح دریا قرار دارد.

اخيرا برای تعیین عجایب هفتگانه دنیای مدرن بر اساس نظرسنجي كه در حضور شخصيتهاي مشهوری در شهر ليسبون پرتغال صورت گرفت ماچو پيچو در ليست عجايب هفتگانه قرار گرفت كه اين ليست را در زير مشاهده ميكنيد:


۱ـ ديوار چين در چين
۲ـ كلزيوم رم در ايتاليا
۳ـ تاج محل در هندوستان
۴ـ بناى تاريخى پترا در اردن
۵ـ مجسمه مسيح (ع) درريو دو ژانيرو برزيل
۶ـ ويرانه هاى ماچوپيچو متعلق به تمدن اينكاها در پرو
۷ـ شهر تاريخى چيچن ايتاز متعلق به تمدن ماياها در مكزيك

  

براي مشاهده فيلمي مستند در مورد اين بناي باستاني لطفا به لينك زير مراجعه كنيد :

http://whc.unesco.org/en/list/274/video

 

در کشور پرو کتاب :  معبد خورشید به نام تن تن در پرو هم مشهور است اما چرا این معبد به نام معبد خورشید هم موسوم است ؟

علتش پیدا شدن سنگ نوشته ای موسوم به Intiwatana در بالا ترین ناحیه ماچو پیچو بود که در اون این معبد به نام Temple of the Sun ( البته به زبان محلی ! ) نامگذاری شده بود.

در زیر تصویر این سنگ نوشته را مشاهده میکنید :

( مرجع : کتاب Machu Picchu: A Civil Engineering Marvel )

 

 

براساس حفاری های انجام شده تعداد ۱۷۴ اسکلت در این شهر شناسایی شده است و بر اساس برآورد های صورت گرفته تعداد ساکنین این شهر از ۲۰۰ و یا حداکثر ۳۰۰ نفر تجاوز نمیکرده که این اشخاص برگزیدگان و بزرگان اینکاها بوده اند و مردم عادی اجازه زندگی در ماچو پیچو را نداشته اند.

 

برای علاقه مندانی که مایلند اطلاعات بیشتری در مورد این شهر گمشده اینکاها بدست بیاورند لینک سایت رسمي ماچو پيچو تقدیم میشود:

http://www.machupicchu.perucultural.org.pe/ingles/index.htm

 

در تصویر زیر نقشه بخشهای مختلف ماچو پیچو را مشاهده میکنید :

 

اما نکته بسیار زیبا و حیرت انگیز اینکه در صورتیکه به سایت مرجع این تصویر بروید خواهید دید که میتوانید با کلیک بروی هر قسمت از این نقشه بصورت یک تور مجازی تمامی اون قسمت رو مانند یک فیلم زنده مشاهده کنید !!

با دوربینی که در اختیارتون قرار میگیره میتونید بروی تصاویر زوم کنید و یا از فاصله دورتری اونها رو مشاهده کنید !!!

مطمین هستم از این تور مجازی لذت خواهید برد پس تقدیم به شما

http://www.peru-machu-picchu.com/map.php

 

برای کسانی که علاقه مند به کارهای تحقیقی هستند لینک زیر هم میتونه بسیار مفید باشه :

http://www.machupicchu.org/machu_picchu_sanctuary_map.htm

 

از طریق لینک زیر هم میتونید تصاویر ماهواره ای بسیار زیبا و دقیقی از ماچوپیکو مشاهده کنید :

http://maps.google.com/maps?tab=wl

 

این کتاب هم  درمورد راهنمای جهانگردان ماچو پیکو از شهرت بسیار زیادی برخوردار است :

http://www.amazon.com/Machu-Picchu-Guidebook-Self-Guided-Tour/dp/1555663273/ref=pd_bbs_sr_1?ie=UTF8&s=books&qid=1196008014&sr=1-1 

 

 ماچو پیچو دارای ناحیه کمتر شناخته شده ای است به نام Huayna Picchu و یا نام دیگرش Wayna Piccu که به معنای قله جوان است.

در ارتفاع حدودا ۴۰۰ متر بالاتر از ماچو پیکو قرار دارد و در آن معبد ماه ساخته شده است ( در تصاویری که از نمای دور از ماچو پیچو گرفته شده است همواره بصورت قله کوهی بلند در مقابل ماچو پیچو قرار دارد)

جالب اینجاست که در ابتدای این مطالب در تصویری که از کتاب معبد خورشید پست کردم اگر دوباره با دقت نگاه کنید بروی قله روبروی محل قربانگاه تن تن و دوستانش معبدی را مشاهده میکنید که همان معبد ماه است ! و این نکته سنجي و دقت هرژه در تصویرگری دقیق جزییات کتابش را نشان میدهد ...

 

در پایان به تصویر دیگری از این شهر گمشده اینکاها توجه کنید:

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386 ساعت 4:48  توسط ساسان  | 


در کتاب تن تن در جزیره سیاه ماجرای کتاب حول قلعه ای است که در اون ماجرای اصلی رخ میدهد.

ابتدا تصویر این قلعه را برای یادآوری ببینید :

 

 

همیشه دوست داشتم بدونم که آیا واقعا چنین قلعه ای وجود داشته و در اینصورت در چه کشوری قرار دارد ؟

این قلعه در کشور اسکاتلند قرار داشته و نامش : Kisimul Castle است در قرن ۱۱ میلادی ساخته شده است که در قرن بیستم مرمت شد و امروزه روزانه پذیرای توریستهایی از تمام دنیاست.

البته در کتاب این قلعه برای جاذبه بیشتر بروی صخره ای سنگی قرار دارد اما در واقعیت امر به این شکل نیست و بروی جزیره مسطحی ساخته شده است.

در زیر تصویر واقعی این قلعه زیبا رو مشاهده میکنید :

 

 

در کتاب جزیره سیاه صحبت از کافه ای در Kiltoch ميشود كه اونجا تن تن با شخصي در مورد اين قلعه صحبت و از اونجا به سمت جزيره سياه حركت ميكند.

كيلتوچ هم وجود خارجي دارد و در واقع روستايي است كه در ساحل اين منطقه قرار دارد.

در زير تصويري از اين دهكده در اين منطقه توريستي را مشاهده ميكنيد :

 

 

در سايتي ميخوندم كه هر كسي كه به اسكاتلند براي سير و سياحت ميره حتما رفتن به اين ناحيه توريستي و ديدن از اين قلعه زيبا رو هم در برنامه كاريش داره و براي اسكاتلندي ها بسيار جالبه كه اينقدر خارجي ها علاقه مند به ديدن اين قلعه هستند !

يادمه در كتاب ماجراي تورنسل هم هتلي بود كه  وجود خارجي داره و صاحب اين هتل ميگفت هنوز هم بعد از گذشت سالها توريستهايي كه به اين هتل ميايند همگي دوست دارند در اتاقي ساكن شوند كه هرژه در آن ساكن بود !

انشالله تصاوير واقعي كتاب ماجراي تورنسل رو هم در آينده در اين وبلاگ پست خواهم كرد.

 

در پايان به تصويري ديگه ( به همراه دو نمای داخلی ) از اين قلعه زيبا كه در كتاب جزيره سياه نقشي كليدي داشت توجه بفرماييد :

 

 

مرجع : http://www.castlebay-hotel.co.uk/index.html

  

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386 ساعت 4:12  توسط ساسان  | 


در سالهاي اخير فستيوالهاي زيادي در بزرگداشت هرژه نويسنده كتب تن تن برگذار شده است.

خصوصا در سال ۲۰۰۷ و به مناسب يكصدمين سال تولد ايشون جشنواره هاي زيادي در كشور بلژيك و شهر بروكسل برپا شد.

برای مثال به تصویر زیر که نمای ورودی فستیوال سال ۲۰۰۵ است توجه بفرمایید:

 

 

و یا نمایی ورودی یکی دیگر از جشنواره های تن تن :

 

 

از سال ۲۰۰۵ كه اين نوع جشنواره ها با استقبال شديد مردم روبرو شد برگذار كنندگان جشنواره تلاش كرده اند تا در فستيوالهاي جديد بخشهاي تخصصي براي هر زمينه داشته باشند.

يكي از اين بخشها كه بسيار هم مورد توجه بينندگان قرار ميگيرد سالن نمايش نمونه واقعي ماشينهاي ترسيم شده در كتب تن تن است.

 

برای شروع به دو تصویر زیر از یک جشنواره جدید توجه بفرمایید:

 

 

با استقبال زیاد بینندگان از ایده سالنهای نمایش ماشینهای کتب تن تن در فستیوال های بعدی هم این نوع سالنهای نمایش ترتیب داده شد برای مثال به دو تصویر زیر از جشنواره ای دیگر توجه بفرمایید:

 

 

کسانی که به این نوع نمایشگاه ها علاقه دارند میتونند به این لینک زیر هم مراجعه کنند:

http://jim-on-the-web.com/en/timeoff/tintinfestival2005.html

 

جسته و گريخته اين نوع تصاوير رو ديده بودم و هميشه دوست داشتم ماشينهاي واقعي بيشتري در اين زمينه ببينم.

خصوصا كه اكثر اين ماشينها مدل هاي قديمي ماشينهاي مدرن امروزي هستند ( بخصوص اون مدلهایی که در اختیار گانگسترها بود که طبیعتا آخرین مدلهای ماشینهای روز در زمان خودشون بودند ! )

پیرو همین علاقه ای که به دیدن بیشتر این قبیل تصاویر داشتم با سایتی آشنا شدم.

آقای فرانسیس داردل سایتی دارند که در اون در مورد کلیه ماشینهای ترسیم شده در کتب تن تن تحقیق کرده اند و مدلهای واقعی اونها رو شناسایی و در سایتشون ارایه کرده اند !

ایشون در سایتشون گفته اند که اینکار صدها ساعت زمانبرده که با توجه به تعداد ماشینهای ترسیم شده در کتب تن تن که بالغ بر صدها مورد میشه صرف این زمان طولانی کاملا قابل درک است.

راستش همیشه فکر میکردم من خیلی به این کتب علاقه داشته ام حالا میبینم که چه علاقه مندان سینه چاکی برای این کتب هست که حاضرند صدها ساعت وقت بگذارند تا یکی از زمینه های کتب تن تن رو بصورت ملموس در بیارند !!

برای مثال دو تصویر از ماشین های سایت ایشون رو میارم و بعد با ارایه سایتشون مشاهده سایر ماشین ها رو به اونجا ارجاع میدم:

 

نمونه اول : بنز مدل ۱۹۲۵ (!) که در اولین کتاب تن تن موسوم به : تن تن در سرزمین شوراها ( یا همون تن تن در شوروی) ترسیم شده بود در پایین تصویر میتونید نمونه واقعی این مدل بنز رو مشاهده بفرمایید:

 

 

نمونه دوم : بیوک Road Master مدل ۱۹۴۹ ( در کتاب تن تن در سرزمین طلای سیاه) :

 

 

کلکسیون کامل ماشینها کتب تن تن رو میتونید در سایت بی نظیر آقای فرانسیس داردل مشاهده کنید.

در این سایت علاوه بر نوع ماشین و  سال ساخت اون به کتاب و حتی صفحه ای که این تصویر در اون ترسیم شده است هم اشاره شده !!!

کافی است بروی تصاویر کلیک کنید تا نمونه بزرگ اون رو مشاهده کنید ( با تشکر از این دوست نادیده ! ) :

 

http://www.dardel.info/tintin/indexE.html

http://www.dardel.info/tintin/tout.html

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386 ساعت 5:30  توسط ساسان  | 


کاخ مولینسار ( و یا نام نسخه انگلیسیش مارلین اسپایک ) نقش کلیدی در کتاب ماجرای اسب شاخدار داشت اين قصر در اون كتاب متعلق به "برادران پرنده" بود اما بعد از كتاب گنجهاي راكام سرخ به كاپيتان هادوك تعلق گرفت و بعدها نيز در كتاب جواهرات كاستافيوره تمامي ماجراهاي كتاب در اين قصر اتفاق افتاد... 

این قصر زیبا هم وجود خارجی داره و در فرانسه قرارگرفته است.

در واقع قلعه چورنی (Cheverny)الهام بخش هرژه ( ژرژ رمي) براي خلق كاخ مولينسار در كتب تن تن بود.

 

البته در كتب تن تن هرژه دو برج اون قلعه رو از تصوير حذف كرد.

هرژه نام اين قصر رو از روستايي كه در نزديكي قلعه چورني و موسوم به سار-مولين بود گرفت اون رو برعكس كرد و در نتيجه اين قصر نام مولينسار رو پيدا كرد.

البته امروزه در كتب جديد تن تن كه از روي نسخه هاي انگليسي تن تن ترجمه شده نام انگليسي اين قصر مارلين اسپايك است.

مولينسار در نزديكي پاريس قرار دارد و اونطور كه در  سايتي ديدم نوشته بود با يك سفر كوتاه با قطار قابل دسترسي است ( اگر دقت کرده باشید در تیتراژ آغازین سریال فرانسوی " ناوارو " هم نمایی از این قصر باشکوه دیده میشود ! )

 

 تصویر زیر موقعیت این قلعه تاریخی در کشور فرانسه را نشان میدهد:

 

 

مرجع نقشه : http://aventures-tintin.com/moulinsart.htm

 

اما ديدن تصاوير حقيقي از اين قصر رويايي خالي از لطف نيست ...

ابتدا تصويري از اين قصر در كتب تن تن و سپس تصويري حقيقي از اين قصر كه در اون مشاهده ميشه كه دو برج دو سمت قصر در كتب تن تن حذف شده اند( تصاوير زير از منابع مختلف گرفته شده است براي مثال ميتونم ازاين سايت نام ببرم: http://www.tintinmilou.free.fr)

 

 

اين هم تصويري ديگه از اين قصر باشكوه:

 

 

هرژه از نمای داخلی قلعه چورنی هم برای ترسیم تصاویر داخلی قصر مولینسار استفاده کرد برای مثال به تصویر زیر توجه بفرمایید:

 

 

مرجع تصویر : Tintin - The Complete Companion ( با تشکر ویژه از دوست عزیزم سهراب که این کتاب بسیار ارزنده رو در اختیارم قرار دادند)

 

کسانی که علاقمند هستند تصاویر بیشتری از این قلعه تاریخی ببینند خصوصا نماهای داخلی قلعه براشون جاذبه داره سایت زیر مرجعی بسیار کامل محسوب میشه که در اون هم نماهای خارجی قلعه نظیر فضای سبز - درختان و ... رو میتونید ببینید و از زیبایی خیره کننده اونها لذت ببرند و همچنین نماهای داخلی قلعه نظیر اتاقهای داخلی و تخت سلطنتی و ... رو مشاهده کنند :

 

http://www.france-voyage.com/en/

 

وسرانجام تصويري رويايي از این كاخ خيال انگيز كه از سايت اصلي قلعه چورني  به همراه تصاويري از نماي بالا و دور همينطور تصويري از درون كاخ ارايه ميشود 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 1:54  توسط ساسان  | 


همينطور كه ميدونيد هرژه نويسنده كتابهاي تن تن هميشه ماجراهاي كتابش رو بر اساس دنياي واقعي ميساخت.

يعني همه اشيا- اماكن و حتي در مواردي شخصيتهاي داستانهاش بر اساس واقعيت بود.

هميشه دوست داشتم تصاوير واقعي اين چيزها رو ديده باشم.

براي مثال ميدونستيد كه معبد اينكاها كه در كتاب معبد خورشيد تن تن بوده وجود خارجي داره ؟!

انشالله تصوير واقعي اين معبد باستاني رو هم در همين وبلاگ پست ميكنم.

سعي ميكنم به مراجع تمامي مطالب و تصاويري كه پست ميكنم اشاره كنم تا حاصل زحمت كساني كه براي اولين بار اين مطالب رو در اينترنت ارايه كرده اند از بين نره ( با احترام به اون عزيزان )

فعلا براي شروع دوست دارم تصوير واقعي يكي از شخصيتهاي معروف داستانهاي تن تن رو براتون پست كنم: راسكار كاپاك !

اين شخصيت مرموز و افسانه اي كه در كتاب هفت گوي بلورين وارد داستانهاي تن تن شده بود وجود خارجي داره ! و موميايي شده اين شخصيت در موزه اي قرار داره كه براتون پستش ميكنم:

 

ابتدا تصوير راسكار كاپاك در كتاب 7 گوي بلورين و بعد تصوير واقعي اون :

 

 

اينهم تصوير واقعي راسكار كاپاك ( مرجع : www.tintinesque.com) :

 

 

در سال ۱۹۹۹  Thierry Appelboom و Julien Struyven در مقاله ای تحت عنوان :

 "Medical imaging of the Peruvian mummy Rasca Capac "

در مجله پزشکی Lancet این مومیایی را از جنبه های مختلف بررسی کرده اند.

 

و بر اساس این مقاله Capac به معنی قدرتمند و راسکار هم یادآوری نام Huascar است كه نامي اصيل در تمدن اينكاها محسوب ميشود( در این مقاله اشاره ای به شخصی که این نام را داشته است نشده و تنها به اصالت این نام پرداخته شده اما در زندگینامه Pachacuti بنیانگذار امپراطوری اینکاها دیدم که ایشون دو پسر داشته است و نام یکی از این دو Huascar بوده که پس از مرگ پدر بر سر بدست آوردن فرمانروایی جنگ خونینی با برادرش داشته است ...)

 

اين موميايي مشهور در كشور بلژيك و شهر بروكسل در موزه سلطنتي تاريخ و هنر (Royal Museum of Art and History) قرار دارد.

( مرجع:http://tintin.eugraph.com/tqsect/feature/names/namesjr.html)

 

به تصويري ديگر از اين موميايي مشهور كه بخاطر دارم در يك سريال پليسي هم شخصيت منفي داستان اين نام را براي خود انتخاب كرده بود (!) توجه بفرماييد :

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 4:56  توسط ساسان  | 


 

                                               به نام خدا                                             

 

سلام

از دوران كودكي عاشق داستانهاي تن تن بودم و ميدونم خيلي از شما هم همينطور هستيد و يه تار مو از تن تن رو به كل دنياي هري پاتر نميدين !

پس حالا كه اينطوره يه وبلاگ خوب ميسازيم و كلي از مطالبي كه مربوط به تن تن ميشه و كمتر در وبلاگ و يا سايتهاي ديگه ارايه شده رو مينويسيم و اميدوارم با ارايه اين مطالب دل تن تن دوستا خصوصا اونا كه مثل من ديگه سني ازشون گذشته (!) شاد بشه...

 

تاجاییکه اطلاع دارم تاکنون در زمینه بررسی واقع گرایی در کتب تن تن حتی در سطح دنیا کار کمی صورت گرفته است یا حداقل بنده از اون خیلی مطلع نیستم.

در واقع تنها كتابي كه ميشناسم و به اين موضوع تعلق داره يعني شناسايي منابع داستانهاي تن تن در دنياي واقعي نوشته آقاي مايكل فار است كه متاسفانه هنوز به دستم نرسيده است.

انشالله با تهيه اين كتاب ارزشمند كيفيت وبلاگ خيلي بهتر خواهد شد.

در این وبلاگ قصدم اینه که بروی جنبه واقعی کتب تن تن کار کنم یعنی بروی مکانهایی که هرژه در کتابهاش در موردشون صحبت کرده و یا اشیائی که ازشون استفاده کرده و یا شخصیتهایی که در کتبش اونها نقش ایفا کرده اند تحقیق کنم و حتی المکان نمونه واقعی اونها در دنیای حقیقی شناسایی در این وبلاگ معرفی و در موردشون صحبت بشه.

 

برای مثال این میتونه سوژه یه تحقیق خوب باشه که اون جزیره ای که تن تن و دوستانش برای یافتن گنج راکام سرخ رفتند وجود خارجی داره یا نه ! و یا اون زیردریایی که پروفسور تورنسل اختراع کرده بود واقعا ساخته شده یا نه و یا بابی اسمایلز گانگستر معروف کتاب تن تن در امریکا واقعا وجود داشته یا نه !

 

خوشحال میشم با نظراتتون آشنا بشم.

برای مثال ممکنه مایل باشید در زمینه خاصی از کتب تن تن تحقیقی بشه که از دید من پنهان مونده باشه ممنون میشم بنده رو مطلع کنید تا در اون زمینه هم بررسی بشه.

هر زمان مطلب جدیدی در مورد پستهای قبلی پیدا کنم مطالب و تصاویر جدید رو به اون پستها اضافه میکنم بنابراین مرور مطالب قبلی هر چند وقت یکبار میتونه ایده خوبی باشه.

 

در وبلاگ نويسي آماتورم و ببخشيد كيفيت بد تكنيكي بلاگ رو سعي ميكنم زودتر يه چيزايي يادبگيرم يه خورده رنگ و لعاب وبلاگ رو بهترش كنم !

هر نظر یا پیشنهادی داشتین بفرمایید تا انشالله به کمک هم بتونیم کیفیت وبلاگ رو در زمینه های مختلف بالا ببریم.

این وبلاگ به همه علاقه مندان تن تن تعلق داره پس اگر دوستانی دارید که به ماجراهای تن تن علاقه دارند این وبلاگ رو بهشون معرفی کنید ...

 

امید که از خوندن مطالب وبلاگ لذت ببرید و مرور مطالب یادآور این باشه که در هر وضعیت و موقعیتی که هستیم میتونیم دلخوشیهایی کوچیک در زندگی داشته باشیم و بقولی کودک درون را پاس بداریم !

 

ساسان

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 1:41  توسط ساسان  | 



This Site is A Member of the Tintin Webring

This website is owned by Sasan
Want to join the Tintin Webring?
[Previous Site] [Next Site] [Random Site] [Next 5 Sites] [List Sites]